80 ar10 308 جست و خیز کردن قیمت پایین تر

80 ar10 308 جست و خیز کردن قیمت پایین تر,معنی جست | لغت‌نامه دهخدامعنی واژهٔ جست در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب. . شیر از درد و خشم یک جست کرد چنانکه بقفای پیل آمد. (تاریخ بیهقی ص 121). . جست و خیز ؛ جستن و خیز برداشتن . پرش . (از فرهنگ فارسی معین ). || فرار کردن . گریختن .80 ar10 308 جست و خیز کردن قیمت پایین تر,معنی خیز - دیکشنری آنلاین آبادیسآبادیس - معنی خیز = پرش، جست، جهش، تاخت، جهیدن، ارتفاع، بلندی ایوان، دیوار، طاق. . دورخیز کردن ؛ بعقب رفتن از محل پرش و با دو خود را بمحل پریدن رساندن تا با استفاده از سرعت دویدن بهتر پریدن ممکن شود. .. آن که پیش تر یا زودتر برخیزد. ۲.معنی جست | لغت‌نامه دهخدامعنی واژهٔ جست در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب. . شیر از درد و خشم یک جست کرد چنانکه بقفای پیل آمد. (تاریخ بیهقی ص 121). . جست و خیز ؛ جستن و خیز برداشتن . پرش . (از فرهنگ فارسی معین ). || فرار کردن . گریختن .

طلب الإقتباس

تعليقات

معنی جست | واژگان مترادف و متضاد

معنی واژهٔ جست در واژگان مترادف و متضاد به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب. . جست. واژگان مترادف و متضاد. پرش، جهش، خیز. جست‌وجوی جست در واژه‌نامه‌های دیگر.

معنی جست | واژگان مترادف و متضاد

معنی واژهٔ جست در واژگان مترادف و متضاد به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب. . جست. واژگان مترادف و متضاد. پرش، جهش، خیز. جست‌وجوی جست در واژه‌نامه‌های دیگر.

معنی خیز - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی خیز = پرش، جست، جهش، تاخت، جهیدن، ارتفاع، بلندی ایوان، دیوار، طاق. . دورخیز کردن ؛ بعقب رفتن از محل پرش و با دو خود را بمحل پریدن رساندن تا با استفاده از سرعت دویدن بهتر پریدن ممکن شود. .. آن که پیش تر یا زودتر برخیزد. ۲.

معنی جست زدن | لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ جست زدن در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب. . [ ج َ زَ دَ ] (مص مرکب ) جَستن . پریدن . خیز برداشتن . جهش کردن . جِسْت زدن . رجوع به کلمه ٔ.

Pre:نام تجاری از ambuja سیمان
Next:گرانیت نمودار جریان فرآیند